عیدتون مبارک

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «شب امتحانی ها» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : گاهی وقتهاکودک باش........ و من این شعر ها رو دوستت :) و گاهی وقتها... و شب اول محرم حاج حسین سیب سرخی واحد سنگین و دستی ز غیب قافیه ها را کربلا گزاشت و شب امتحان

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت عیدتون مبارک دسترسی پیدا کنید

گاهی وقتهاکودک باش........

گاہی ڪودڪ باشجدی بودن را فراموش ڪنڪودڪان آرامشبیشتری دارند..بزرگ تر ڪہ میشوی زیباترسخن میگوییولی احساس وطراوتترا از دست می دہی!!ڪودڪ بودن ڪوچڪبودن نیست، لذت بردن است!...

ادامه مطلب

من این شعر ها رو دوستت :)

غیر شیدایی مرا داغی به پیشانی نبودمن که پیشانی نوشتم جز پریشانی نبود همدمی ما بین آدم ها اگر می یافتمآه من در سینه ام یک عمر زندانی نبود دوستان رو به رو و دشمنان پشت سرهرچه بود آیین این مردم مسلمانی نبود خار چشم این و آن گردیدن از گردن کشی ستدسترنج کاج ها غیر از پشیمانی نبود چشم کافرکیش را با وحدت ابرو چه کار ؟کاش این محراب را آیات شیطانی نبود من که در بندم کجا ؟ میدان آزادی کجا ؟کاش راه خانه ات این قدر طولانی نبود شعر از: علیرضا بدیع باز هم تسبیح بسم الله را گم کرده امشمس من کی می رسد؟ من راه را گم کرده ام طره از پیشانی ات بردار ای خورشید مندر شب یلدا مسیر ماه را گم کرده ام در میان عاقلان دنبال عاشق گشته امدر میان کوه سوزن کاه را گم کرده ام زندگی بی عشق، شطرنجی است در خورد شکستدر صف مشتی پیاده شاه را گم کرده ام خواستم با عقل راه خویش را پیدا کنمحال می بینم که حتی چاه را گم کرده...

ادامه مطلب

گاهی وقتها...

گاهی وقتا؛ فکر کردن به “بعضیا”، دلگرمت میکنه! آهای بعضیا! خیلی مخلصیم!...

ادامه مطلب

شب اول محرم حاج حسین سیب سرخی واحد سنگین

ارواحُنا لکَ الْفِداةفصل عزا و ماتمه غصه نداره خاتمهمشکی پوشِ محرمیمبه اذن بی بی فاطمهبر لبم نوحه و دمهچشمم شبیه زمزمهکربلایی غوغایی شدهوقتی تعویض پرچمه ارواحُنا لک الفداة***عشقم با تو خورده محکاربابمی بدون شکذکر شب و روزم شده یا لَیتَنا کُنا مَعک دلم بی تابه روضَته پناه عالم هیئتهکرببلای نوکرها تو دستای رقیتهارواحنا لک الفداة دانلود مداحی...

ادامه مطلب

دستی ز غیب قافیه ها را کربلا گزاشت

با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد ذهنش ز روضه های مجسم عبور کرد شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد احساس کرد از همه عالم جدا شده ست در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده ست در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت وقتی که میزو دفتر و خودکار دم گرفت وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت باز این چه شورش است که در جان "واژه" هاست شاعر شکست خورده ی طوفان "واژه" هاست بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت دستی ز غیب قافیه را کربلا ...

ادامه مطلب

شب امتحان

این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟ بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟ مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود خر به افراط زدم ، گیج شدم قاط زدم قلدر الوات زدم ، باز سحر نمیشود استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود هر چه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چ...

ادامه مطلب