
گاہی ڪودڪ باشجدی بودن را فراموش ڪنڪودڪان آرامشبیشتری دارند..بزرگ تر ڪہ میشوی زیباترسخن میگوییولی احساس وطراوتترا از دست می دہی!!ڪودڪ بودن ڪوچڪبودن نیست، لذت بردن است!...
ادامه مطلب
غیر شیدایی مرا داغی به پیشانی نبودمنکه پیشانی نوشتم جز پریشانی نبود همدمی ما بین آدمها اگر مییافتمآه من در سینهام یک عمر زندانی نبود دوستان رو به رو و دشمنان پشت سرهرچه بود آیین این مردم مسلمانی نبود خار چشم این و آن گردیدن از گردنکشیستدسترنج کاجها غیر از پشیمانی نبود چشم کافرکیش را با وحدت ابرو چه کار ؟کاش این محراب را آیات شیطانی نبود منکه در بندم کجا ؟ میدان آزادی کجا ؟کاش راه خانهات اینقدر طولانی نبود شعر از:xa0علیرضا بدیع xa0باز هم تسبیح بسم الله را گم کرده امشمس من کی می رسد؟ من ر...
ادامه مطلب
گاهی وقتا؛ فکر کردن به “بعضیا”، دلگرمت میکنه! آهای بعضیا! خیلی مخلصیم!...
ادامه مطلب
ارواحُنا لکَ الْفِداةفصل عزا و ماتمه غصه نداره خاتمهمشکی پوشِ محرمیمبه اذن بی بی فاطمهبر لبم نوحه و دمهچشمم شبیه زمزمهکربلایی غوغایی شدهوقتی تعویض پرچمه ارواحُنا لک الفداة***عشقم با تو خورده محکاربابمی بدون شکذکر شب و روزم شده یا لَیتَناxa0 کُنا مَعک دلم بی تابه روضَته پناه عالم هیئتهکرببلای نوکرها تو دستای رقیتهارواحنا لک الفداةxa0 دانلود مداحی...
ادامه مطلب
با اشک هاش دفتر خود را نمور کردxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد ذهنش ز روضه های مجسم عبور کردxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد xa0 احساس کرد از همه عالم جدا شده ست در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده ست xa0 در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفتxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0وقتی که میزو دفتر و خودکار دم گرفت وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفتxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa...
ادامه مطلب
این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟ بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟ مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود خر به افراط زدم ، گیج شدم قاط زدم قلدر الوات زدم ، باز سحر نمیشود استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود هر چه بگی برای او ، خشم و غصب سزای ا...
ادامه مطلب