عیدتون مبارک

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «گاهی وقتها با یه رویا» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : گاهی وقتهاکودک باش........ و شصت گام جهت بالا بردن اعتماد به نفس--اگه میخواهی اززندگی بدبگی واینا--وفحشم بدی نخونش عزیز و یه اعتراف ساده و خودت باش و تولدممم بارک و گاهی وقتها... و دستی ز غیب قافیه ها را کربلا گزاشت و جریان چیه؟؟؟ و مکالمه خر با صاحبش و اطلاعیه 2 و عیدتون مبارک

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت عیدتون مبارک دسترسی پیدا کنید

گاهی وقتهاکودک باش........

گاہی ڪودڪ باشجدی بودن را فراموش ڪنڪودڪان آرامشبیشتری دارند..بزرگ تر ڪہ میشوی زیباترسخن میگوییولی احساس وطراوتترا از دست می دہی!!ڪودڪ بودن ڪوچڪبودن نیست، لذت بردن است!...

ادامه مطلب

شصت گام جهت بالا بردن اعتماد به نفس--اگه میخواهی اززندگی بدبگی واینا--وفحشم بدی نخونش عزیز

شصت گام جهت بالا بردن اعتماد به نفساولین گام در موفقیت خودشناسی استابتدا سعی کنید شناخت درستی از خود و ویژگی های اخلاقی و شخصیتی خود کسب کنید و با توجه به این که هیچ کس کامل نیست، اگر ایرادی یا مشکلی دارید که خود به تنهایی قادر به یافتن راه حل مناسبی برای مقابله با آن نیستیدو شخص قابل صلاحیتی برای مشورت ندارید، از مشاوران و متخصصین کمک بخواهیدتاریک ترین زمان شب، نزدیک ترین زمان به سپیده صبح استاین جمله را به خاطر بسپارید و با کوچکترین ناملایمات از تلاش خود دست بر ندارید و به سادگی خود را بازنده تلقی نکنیدبدون توجه به نتیجه کار، تمامی نیروی خود را به کار گیرید تا مسئولیتی که به عهده شماست، به بهترین نحو انجام پذیرد. در واقع اولین هدف در انجام وظایفتان باید،داشتن وجدان کاری، دقت و تلاش باشدبا انتخاب این الگو، حتی اگر به موفقیت هم نائل نشوید، وجدانی آسوده خواهید داشت و لطمه ای به اعتماد به نف...

ادامه مطلب

یه اعتراف ساده

بیایین اعتراف کنیم تقصیر ما بود که هوا الوده شد تقصیر ما بود که سلاح شیمیایی وهسته ایی ساخته شد کار ما بود که نسل حیوانات منقرض شد کار ما بود که گل گیاه کم شد تقصیر ما بود که دروغ گویی مد شد تقصیر ما بود که دشمنی زیاد شد تقصیر ما بود که گناه اسون شد تقصیر ما بود که حیا نابود شد اره همش تقصیر ما بود همه کار ما بود ... کاش به انچه عمل میکنیم بی اندیشیم :( ...

ادامه مطلب

خودت باش

دیوانه و دلبسته ای اقبال خودت باش سرگرم خودت عاشق احوال خودت باش یک لحظه نخور حسرت آنرا که نداری راضی به همین چند قلم مال خودت باش دنبال کسی باش که دنبال تو باشد اینگونه اگر نیست به دنبال خودت باش پرواز قشنگ است ولی بی غم و محنت محنت نکش از غیر و پروبال خودت باش صد سال اگر زنده بمانی، گذرانیپس شاکر هر لحظه و هر سال خودت باش(اقبال لاهوری) ...

ادامه مطلب

تولدممم بارک

هیچی دیگه تولدمه مبارکه خودم باشه کادوشم زودتر گرفتم یه سرماخوردگی دارم میمیرم :( ...

ادامه مطلب

گاهی وقتها...

گاهی وقتا؛ فکر کردن به “بعضیا”، دلگرمت میکنه! آهای بعضیا! خیلی مخلصیم!...

ادامه مطلب

دستی ز غیب قافیه ها را کربلا گزاشت

با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد ذهنش ز روضه های مجسم عبور کرد شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد احساس کرد از همه عالم جدا شده ست در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده ست در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت وقتی که میزو دفتر و خودکار دم گرفت وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت باز این چه شورش است که در جان "واژه" هاست شاعر شکست خورده ی طوفان "واژه" هاست بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت دستی ز غیب قافیه را کربلا ...

ادامه مطلب

جریان چیه؟؟؟

دوستم اس ام اس داده:میدونی جریان چیه؟؟؟ گفتم : نه گفت :واقعأ نمیدونی؟ خاک بر سرت!! گفتم : خب نمیدونم. جریان چیه؟ بگو میگه: مقدار الکتریسیته ای که از مدار عبور میکنه رو میگن جریان!! خدایاااااااااااا منو ببر راحت شم…...

ادامه مطلب

مکالمه خر با صاحبش

خری با صاحب خود گفت در راه که ای بی رحم بی انصاف بد خواه مرا تا چند زیر بار داری؟ مرا تا چند با جان کار داری خدا مرگت دهد تا شاد گردم ز بند محنتت آزاد گردم جوابش داد: کای حیوان دربند! چرا از مرگ من هستی تو خرسند؟ علاجی کن که دیگر خر نباشی کشیدن بار را در خور نباشی و گر نه تا تو خر هستی , بناچار چه من چه دیگری از تو کشد کار ...

ادامه مطلب

اطلاعیه 2

اقا به نظرتون وبلاگم مطلب طنز بزارم خوبه یا اموزنده یا داستان یا علمی یا شعر و عاشقانه لطفا نظر بدید بدونم والا خودم که گیج همشو یکی درمیون میزارم ولی به کمک تون احتیاج دارم بدونم کدومشو بیشتر دوست دارین روزتون رویایی شاد باشید :)) ...

ادامه مطلب

عیدتون مبارک

شعر وحید قاسمی برای امام علی علیه السلام(عید غدیر) ساقی به پیاله باده کم می ریزی این میکده را چرا به هم می ریزی؟! از گردش ساغرت شکایت دارم آسوده بریز! بنده عادت دارم با خستگی آمدم؛ فرح می خواهم سجاده و تسبیح و قدح می خواهم ما قوم عجم به باده عادت داریم بر پیرمغان «علی» ارادت داریم بر طایفه مان نگاه حق معطوف است میخانه ی شهر طوس ما معروف است من اهل ری ام ؛ مست ولی اللهم یک خمره می ِ سفارشی می خواهم در روز ازل که دل به آدم دادند فریاد زدم؛ پیاله دستم دادند فریاد زدم : علی - پناهم دادند اینگونه به این میکده راهم دادند با دیدن این ...

ادامه مطلب